السيد الطباطبائي

62

مجموعه رسائل ( فارسى )

آن‌ها نداشته باشد . خداوند عالم هستى را نظم بخشيده و در آن رحمت ، هدايت ، پاداش و مغفرت و اضداد آن‌ها را به جريان انداخته است و اين با اختيار انسان منافاتى ندارد ، زيرا خود تحقق اختيار ، مقدمه‌اى است از مقدمات تحقق امر مقدر ، زيرا اگر اختيار نبود طاعت و معصيت تحقق نمىيافت و به دنبال آن پاداش و كيفر شكل نمىگرفت . آن‌گاه مراد از كلام امام عليه السلام كه فرمود : مشيت خدا در هر چيز جارى است و آن بيهوده نيست و مشيت عبد بر مشيت او غالب نمىشود ، آن است كه كار عبد مشيت خدا را از بين نمىبرد و مشيت الهى تأثير مشيت عبد را باطل نمىسازد ، چون خواست و مشيت عبد خود يكى از مقدمات تحقق مشيت الهى مىباشد ، پس اگر خداوند كارى را خواست كه آن با مشيت عبد ، موجود شود . خواست و مشيت عبد بايد تحقق يابد و تأثير گذارد ( دقت كنيد ) و اين روايت شريف با متنى بلند و مضمونى لطيف بسيارى از احاديث باب را بىآن كه آن‌ها را تأويل و توجيه كنيم ، قابل فهم مىكند . « 1 » حديث سى و هشتم از همان باب ، در زمينه قضا و قدر است كه امام فرمود : خداوند در روز قيامت كه بندگانش را گرد مىآورد درباره تعهداتى كه از ايشان گرفته بازخواست مىكند نه راجع به آنچه قضا فرموده است . مجلسى در بيان خود نوشته است : اين خبر دلالت دارد بر آن‌كه قضا و قدر جز در امور تكليفى جريان دارد ، مثل امراض و مصائب و مانند آن‌ها و شايد مراد از قضا و قدر ، نوع محتوم آن‌هاست . استاد در تعليقه‌اش نگاشته : روايت دلالت مىكند بر آن‌كه تكاليف و احكام ، امور اعتبارى و غيرتكوينى هستند و مورد قضا و قدر به معناى مصطلح آن تكوينات است ،

--> ( 1 ) . همان ، ص 111 . .